خداوند بندگانش را به سوی خود فرا خوانده است و بندگان در پاسخ به این فراخوان با شعار« لبیک اللهم لبیک » به سوی او شتابانند.
میشتباند تا خود نباشند، خود نبینند و خود ندانند، هیچ باشند و جز او (الله ) هیچ نگویند و هیچ ندانند و تکیه کنند بر حکمت او، حکمت که بریدن و ریختن و سر خ کردن زمین و آخرین نفسهای دلخراش، برای جاندادن، و دلخراش ترین صحنههای دست و پا زدن ها.
و حکمت او در خواب ابراهیم - خلیل اش ، جاری شد و امروز پس از قرنها امتداد یافت و ساری گشت.

ابراهیم : پسرم برخیز که خداوند " آن بخشنده مهربان " خواسته است تا تورا در پیش گاه اش قربانی کنم ، دشنه و شاه رگ ، کارت و گلوی اسماعیل و ایمان ابراهیم خلیل، برای این آزمون بزرگ آماده گشت ، آزمون یست بس دشوار! ، گویند دشنه، شاه رگ اسماعیل را نمی برد و خداوند گوسفندی را برای قربانی در کنار او قرار میدهد تا گلویش بریده شود تا ابراهیم قربانی را انجام داده باشد و خداوند به قربانی اش رسیده باشد، و این عملیه را گویند حکمت ، حکمت که فرض و واجب میگردد برای بندگان با ایمانش، تا سالانه و در چنین روزی با ذبح کردن و گردن زدن این حیوانات اهلی و ریختن میلیون ها لیتر خون در روی زمین باعث خوشنودی الله شوند و تقرب پیدا کنند و تقوا و ایمان شان را در محضر او (الله) به نمایش بگذارند.
این سنت (دشنه و شاه رگ) از گلوی انسان آغاز یافت و با گلوی انسانها و حیوانات تداوم پیدا کرد و ایمانداران با ایمان تر از ابراهیم و اسماعیل در چهار سوی جهان مخصوصاً افغانستان، امروز آن عمل خونین را که طی یک فرایند حکمتی نتوانستند به انجام برسانند به نکته آغازین اش بر گرداندند و به انجام رساندند و میرسانند! و میرسانند !و دیگر هیچ حکمتی در کار نیست! تا جلوی این خون ریختن ها و گردن زدن ها به «نام و بخاطر رضایی او » متوقف گردد.













