|
کنکاش
|
||
|
در گستره ای فرهنگ و سیاست و اندیشه |
ما هم محکوم به اعدام احساس مان هستیم!
این زولانه ظلم و ناعدالتی بر پاهای پرویز کامبخش نیست. این زولانه بر پیکر اندیشه و پژوهش و دانش است
خبر بیست سال محکومیت کامبخش به زندان، خبری تکان دهنده ی دیگری در کنار سایر اخبار غم انگیز روزمره ی سرزمین باتلاقی ما بود ننوشتن در برابر این ناعدالتی که در چهاردویواری به نام عدالت رشته و بافته شد بسی دشوار است، مگر اینکه بر احساس انسانی و عقل و خرد خویش پرده ی مصلحت بکشیم یا سر تسلیم در برابر منطق مضحک چند ملا و مولوی والی و قوماندان متحجر که با استفاده از فرآورده ها و فرامین هزار سال قبل ، حکم بریده شده از قبل را دوختند و بر قامت اش آویختند.
برای نشر نگاهت خبرنگار شدم
پس از بر پایی یازده محفل، شب شعر یک سالگی اش را با موفقیت جشن گرفت، یک ساله شدن شب های شعر در دیار غربت با تمام فراز و نشیب های که سر راه این محافل وجود داشت یک دست آورد بزرگ فرهنگی به حساب میاید. بزرگی و اهمیت این دستاورد بدین جهت است که ما افغانستانی ها کمتر گرد هم جمع میشویم و دیدگاهای همدیگر را تحمل میکنیم و میپذریم. بار ها شاهد بوده ایم که هر حرکت فرهنگی و غیر فرهنگی پس از یک یا دو جلسه و محفل، با مخالفت ها و عدم تحمل همدیگر از هم پاشیده و از خیر آن هدف نیک، گذشته اند، به قول اندیشند معروف سید جمال الدین افغانی که گفته است: توافق کردند که توافق نکنند. و این تنها نقطه نظر مشترک ما است.
|
|