تبليغاتX
کنکاش - تروریستان میتوانند پاسپورت افغانی بگیرند!
 
کنکاش
 
 
در گستره ای فرهنگ و سیاست و اندیشه
 

تروریستان میتوانند پاسپورت افغانی بگیرند!

برای انجام کاری به کنسولگری افغانستان در کویته مراجعه میکنم ، شخصی که لباس اردوی ملی بر تن دارد و ظاهرا برای نظم و امنیت این نمایندگی ایفای وظیفه میکند از من میپرسد برای انجام چه کاری آمده ام ،مقصدم را باز گو میکنم، کله اش را (سر) به منظور نا امیدی و غیر عملی بودن این کار به چپ و راست تکان میدهد و اشاره میکند به پنجره ی که آنطرف تر شخصی به نام هاشم جان نشسته است و ظاهرا مسوول و پاسخگو به مراجعین است عریضه ام را تحویل بدهم به عریضه نگاهی میکند و از دفتر کارش خارج میشود و نیم ساعت بعد بر میگردد و میگوید، ما نمی توانیم چنین تاییدیه ی به شما بدهیم غیر قانونی میباشد. برای گرفتن تصدیق کنسولگری اصرار داشتم اما فایده ی نداشت به فکر راه دیگری می افتم « احمد» یا همان سرباز اردوی ملی و مسوول نظم و امنیت میپرسد چه شد؟! گفتم ،میگن نمیشود به من اشاره میکند که با آن شخص که روی صندلی مراجعین نشسته است صحبت کنم. میروم جلو این شخص میپرسد چه کار داشتی، کارم را صحبت میکنم ، بلافاصله میگوید میشود! اما برای اینکه چقدر خرچه دارد باید با شخص به نام آقای «پشتون» صحبت کنم آقای «پشتون» نفر دوم کنسولگری است با موبایل خودش تماس میگرد و کار مرا با او در میان میگذارد، واسطه آقای «پشتون» بلافاصله میگوید کار میشود ولی یک چیز حدود 30 هزار روپیه خرچ دارد.

کنجکاوی ام از اینجا آغاز میشود و از خودم میپرسم ، که آیا اینجا کنسولگری افغانستان است یا تجارت خانه !؟

نمای درون سالن انتظار بیشتر به رستورانت یا چای فروشی های معروف پاکستانی میماند تا یک دفتر رسمی حدود 50 تا 80 نفر روزانه مراجعه کننده دارد و تعداد پنج تا 8 نفر واسطه ها پولی نیز روی نیمکت ها چوبی (چوکی) نشسته اند هر کسی که از جناب هاشم جان ( مسوول پاسخ گویی به مراجعین) جواب رد میگرد، آقای احمد ( سرباز اردوی ملی) آنها را به واسطه های آقای« پشتون» معرفی میکند. واسطه ها جواب رد نمیدهند بلکه نرخ ها را به این ترتیب به مراجعین میگویند.

یک جلد پاسپورت 9 هزار کلدار پاکستانی.

یک ورق تائیدیه تثبیت هویت به سفارت خانه های خارجی 30 تا 50 هزار کلدار.

یک ورق تثبیت تابیعت افغانی 5 هزار کلدار.

و به همین ترتیب بقیه اسناد به نرخ روز و نظر به ارزش و کاربرد اوراق رسمی این کنسولگری به متقاضی قیمت گفته میشود .

مرد سالخورده ی برای اخذ تذکره تابعیت دخترش بار ها مراجعه کرده بود و گله داشت که مسوولین کنسولگری میگویند برای دریافت تذکره ی دخترش به افغانستان برود اما واسطه های آقای «پشتون» 5 هزار روپیه برای صدور تذکره تابعیت از این مرد خواسته بودند، میگفت: من آدم غریب هستم از کجا بیاورم این مبلغ را رفتن به افغانستان هم که مشکلات خودش را دارد دخترم میخواهد درس بخواند و نیاز به تذکره تابعیت دارد تذکره خودش را نشان میدهد و اضافه میکند من خودم تذکره دارم و دیگر اسناد هم است اما به دخترم تذکره نمیدهند.

جوان حدود 25 ساله هنگام که پاسپورت اش را از واسطه های آقای «پشتون» دریافت میکند لبخند مظفرانه ی بر لب دارد. میپرسم چقدر پول بابت پاسپورت دادی میگوید: این آدم خوبی بود (اشاره واسطه) دیروز از من 9 هزار روپیه گرفت امروز پاسپورتم را کشید. پرسیدم تذکره و مهاجر کارت داشتی گفت نه هیچ کدام را نداشتم اما «قاعد اعظم» داشتم ( منظور پول پاکستانی) و اضافه میکند اینجا «قاعداعظم» داشته باشی هر کار میشود.

به بهانه ی نرخ گرفتن کاری با واسطه ی کنسولگری که پاسپورت این جوان را تحویل داد صحبت میکنم از نرخ ها صحبت میکند میپرسم اگر کسی که معلوم نباشد افغانی است یا از کدام کشور مثل افراد القاعده میتوانی پاسپورت بکشی؟، با عصبانیت میگوید 10 هزار روپیه امروز با عکس و نام بده فردا پاسپورت ات را بگیر با احتیاط میپرسم اگر متقاضی یک انتحاری خارجی یا افغان باشد و پاسپورت افغانی بگیرد چه؟ باز هم با عصبانیت جواب میدهد به من مربوط نیست ، پیسه ته بته کار ته جور کو .

فردای آنروز دوباره بر میگردم به کنسولگری و با« هاشم جان » در مورد درخواستم صحبت میکنم هاشم جان با عصبانیت دوباره جواب رد میدهد. دقایقی با این شخص بحث کردم و ازش خواستم تا کنسول صاحب را ببینم به زحمت توانستم شماره تماس مستقیم کنسول صاحب را پیدا کنم. تماس گرفتم و خودم را معرفی کردم کنسول بلافاصله مرا پذیرفت و و پس از دقایقی، پیاده ی دفتر کنسول اسمم را صدا کرد و دروازه آهنی را بر رویم باز کرد، داخل محوطه کنسولگری میشوم. پیاده دفتر به اطاق کنسول رهنمایی کرد، آقا کنسول با خوشرویی از من استقبال میکند. خودش را «محسنی» معرفی میکند. میپرسد چه مشکلی دارم ؟ گفتم من مشکلی ندارم یک تاییدیه میخواستم به این منظور ... بلافاصله روی کاغذ عریضه ام هدایت لازم را مینویسد و امضا میکند و میگوید من چند روزی مسافرت بودم اگر سرگردان شدید به همین خاطر بوده است و اضافه میکند که وقت زیادی ندارد مهمانان خارجی را باید ملاقات کند. مرا به دفتر دیگری که شخص به نام آقای « همت» مسوول آن بخش است میفرستد، وارد دفتر آقای همت میشوم با کنسول صاحب توسط تلفن صحبت میکند سلام میکنم. با تعجب جواب سلامم را میدهد و به چهره ام خیره میشود! تلفن را قطع میکند و عریضه ام را از دستم میگیرد، و می گوید باید چند لحظه ی را صبر کنم و از دفتر کارش به منظور صبحت با آقای محسنی (کنسول) خارج میشود پس از حدود 20 دقیقه بر میگردد و پشت میز کارش قرار میگرد، شروع میکند به توضیح دادن مراحل کاری و قانونی کنسولگری و اصرار دارد که همه چیز اینجا طبق قانون پیش میرود و عریضه من هم باید طی مراحل شود حرف اش را قطع میکنم!

گفتم ، از اینکه عریضه ی من طی مراحل شود نگران نیستم اما کاش این مسئله در بیرون سفارت نیز رعایت شود، سرش را از روی میز بالا میکند و دوباره به من خیره میشود، میپرسد مگر در بیرون چه خبر است. گفتم، واقعن شما نمیدانید در بیرون چه خبر است؟ و توضیح دادم که در بیرون دفتر چه پول های برای این کاغذها گرفته میشود.

میگوید: باید برای این ادعای خودم سند و شاهد داشته باشم و کسانی را که در این کار دخیل هستند را معرفی کنم اگر نه پای خودم اینجا گیر است و مرا به پولیس به خاطر این ادعایم تسلیم میکنند.

چشم ترسناک آقای «همت» کارگر نشد وقت رسمی کار به پایان رسیده بود و باید فردا دوباره به کنسولگری مراجعه میکردم کنسولگری را ترک میکنم بیرون دفتر همچنان مردم نشسته اند تا به کار های شان رسیدگی شود.

مرد سال خورده توسط «احمد» سرباز اردوی ملی مورد فحش و ناسزا قرار گرفته بود جلوتر میروم و از مرد سالخورده میپرسم کاکا چه شده؟ میگوید: این عسکر (سرباز) که در زمان حکومت طالبان نیز اینجا کار میکرد و طالب بود ریش و لنگی داشت، امروز دریشی پوشیده و ریش اش را تراش کده مرا فحش و ناسزا میگوید که کارم نمیشود چرا هر روز، هر روز میایم کنسولگری.

روز بعد میروم تا تاییدیه خودم را تحویل بگیرم آقای همت تاییدیه را تهیه کرده است از من میپرسد برای ادعاهای خودم اسناد تهیه کرده ام یا غیر؟ گفتم برای کار رسمی نیامده ام اینجا، در ضمن این وظیفه من نیست و من تفتیش هم نیستم .

میپرسم شما واقعن نمیدانید که از مردم پول های هنگفت اخذ میشود؟ جواب رد میدهد. میپرسم پس این کاغذها در کجا مهر و امضاء میشود؟ امضای شما آقای پشتون و آقای محسنی زیر این کاغذها است و شما نمیدانید؟ دوباره سوال میکنم اگر این پاسپورت ها برای افراد القاعده و تروریست ها صادر شود مسوولیت این به عهده چه کسی است؟ آیا این نوع جواز دادن رسمی برای افراد انتحاری نیست؟ دوباره عصبانی میشود و اصرار دارد که باید مدرک تهیه کنم برای این ادعا ها .

تاییدیه خودم را تحویل میگرم و ترس از اینکه بلایی برسرم نیاید بلا فاصله کنسولگری را ترک میکنم و از محل دور میشوم.

براستی این نمایندگی رسمی دولت افغانستان در کویته پاکستان است یا «سرای نمک علمدار رود» که اسناد رسمی دولت با پرداخت پول به آسانی تهیه میشود و تعدادی از هموطنان ما هفته ها و ماه ها سرگردان و در نهایت با فحش و ناسزا از آنجا بیرون رانده میشوند.

معلوم نیست به چه تعداد از این پاسپورت ها که به امضاء کنسول صاحب و معاون وی آقای « پشتون» میرسد مجوز مرگ هموطنان ما را در داخل کشور صادر میکنند و چه کسی پاسخگوی این فجایع است؟

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12ساعت 0:49 AM  توسط حسین زاهدی  | 
 
  بالا