با همت و ابتکار دوستان فرهنگی و فرهیختگان ما منجمله جناب میرحسین مهدوی شب شعری به مناسبت آغاز سال نو در تالار کتاب خانه ی مرکزی هملتون برگزار شده بود و من هم مثل سایر دوستان به این محفل دعوت شده بودم که کمی دیرتر از آغاز برنامه خودم را به محل برگزاری محفل رساندم٬ با ورود به تالار دوستان زیادی شاعر ٬ نویسنده و فرهنگیان مقیم ایالت انتریو را که تنها با اسامی و آثارشان آشنا بودم را مشاهده کردم٬ آرام در یکی از صندلی های خالی قرار گرفتم گردانندگان برنامه هارون راعون و خانم صالحه محقق، همسر آقای مهدوی شاعران را یکی پس دیگر معرفی و به جایگاه فرا میخواندند تا اشعارشان را دکلمه نمایند فضای تالار کاملا شاعرانه شده بود. شاعران از هر بعد و با سبک های مختلف سروده هایشان را به خوانش گرفتند از آنجای که من از شعر بصورت حرفه ای چیزی نمیدانم اما از شنیدن شعر لذت میبرم٬ غرق در لذت شده بودم٬ ناگهان به ذهنم رسید تا گزارشی از این شب شعر تهیه کنم و در یکی از ویب سایت های افغانی(کابل پرس) که روزانه حدود بیست هزار بازدیدکننده از سراسر جهان دارد و من با این ویب سایت همکار دایمی هستم٬ فرستاده تا این گزارش را در آنجا به نشر برسانم کامره عکاسی را گرفتم و شروع به عکس گرفتن نمودم.
یک ساعت مانده به پایان محفل آقای عبید اوروکزی برنامه ساز تلویزیون امید که از شبکه آریانا افغانستان در هفته یکبار نشرات دارد عقب تریبون قرار گرفت و به بهانه گرداننده گی مایک و میگرافون را در اختیار گرفت .تصور نمیشد که آقای ورکزی با هدف شخصی پشت تریبون ایستاده است٬ آقای ورکزی در ابتدا به تعریف و تجمید از خانم داکتر سیما فقیری شاعر و فعال اجتماعی آغازید٬ البته که باید از این شخصیت ها قدردانی شود و چنین عمل شایسته است٬ اما "هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد " آقای ورکزی با آگاهی به اینکه این محفل شب شعر است و نه گرمیداشت از شخصیت ها برنامه آن شب را از روال عادی اش منحرف ساخت٬ لحظات بعد شاعر دیگری عقب میگرافون قرار گرفت قبل از به خوانش گرفتن شعر به گله و گله گزاری پرداخت که چرا فلان و فلان شده است بعد از ختم خوانش شعر این شاعر آقای ورکزی بار دیگر از فرصت استفاده کرده و یکی از شخصیت های دیگر را مورد خطاب قرار داده گفت بیاید و جواب بگوید که چرا چنین شده است و یا چنان از گوشه ی تالار شاعر گله مند که چند لحظه قبل ناراضی بودنش را ابراز نموده بود با صدای بلند گفت: "بخی و تیرته نیار " من از تعجب در فکر فرو رفته بودم که چطور به این آسانی میشود زحمت دیگران را که این محفل را ترتیب داده بود اینچنین بر باد کرد٬ اگر آقای ورکزی در یک چنین موقعیت قرار بگیرد با عامیلین و تخریب کننده گان محفل چه برخورد خواهد داشت؟!
چهره مضطرب مهدوی را دیدم که مات و مبهوت ناظر برهم خوردن محفل بود که چندی روز را صرف برگزاری این محفل نموده بود٬ آهسته به من گفت: امیدوارم دوستان ما که مورد سوال ( باز پرسی) قرار گرفته است این ذهنیت برایش خلق نشود که منهم در این فرصت طلبی آقای ورکزی سهم داشته ام آقای مهدوی حق داشت که نگران و مضطرب باشد از یک طرف برنامه ی را که با زحمت فروان فراهم ساخته بود خراب شد و از سوی دیگر هراس از اینکه دوستان دعوت شده با ذهنیت منفی مجلس را ترک نکنند.
بلاخره محفل که با احساس و آرامش و با شنیدن از عشق از محبت از طبیعت از انسان و از احساس آغاز گردیده بود و با یک عمل تجارتی غیر مسوولانه آقای ورکزی با اضطراب و خشم و نفرت به پایان رسید و من که خواسته بودم گزارشی را از این محفل تهیه کنم از تصمیم خودم منصرف شدم دلیل اش هم واضح است از کدام گوشه ای این محفل مینوشتم و به هموطنانم در سراسر جهان میگفتم که فرهنگیان مقیم کانادا که تعداد شان به صد نفر هم نمیرسد همدیگررا نمیپذیرند و اگر در اینجا و آنجا هم گردهم هم جمع میشوند نه از سر همدیلی بلکه از مجبوری در کنار هم قرار میگیرند. نمیشد که قسمت اول را گزارش کنم و قسمت دوم را سانسور و این عمل با نرمهای ژورنالیستی همخوانی ندارد.
اگر این واقعه در یک جمع غیر فرهنگی و بین مردمان عادی یک جامعه اتفاق بی افتد تعجب بر انگیز نیست اما وقتی در یک جمع که فرهنگی بودن ، روشنفکر بودن و تحصیلکرده بودن را با خود یدک میکشند و برای نسلی که در خارج از کشور و با چند و چندین فرهنگ متفاوت روبرو است الگو قملداد میشوند به نظر من این نوع برخوردها و حرکت های فرصت طلبانه و تجارتی یک فاجعه فرهنگی به حساب میاید٬ مطمنا نسل در حال رشد در یک چنین جامعه چند فرهنگی چون کانادا و این نوع عمل کردهای نا مطلوب الگوی های فرهنگی قابل قبول نیست اگر امروز و فردا نسل جدید افغانها در خارج از کشور فرهنگ غیر افغانی را به عنوان الگو میپذیرند و پذیرفته اند و نمیدانند که نوروز کی است و نوروز چیست و یا تنها تفریح تعدادی از جوانان ما رفتن به نایت کلپ ها است و یا تنها لذت بردن از لحظات زندگی شان را با مصرف چرس و مشروبات الکولی میدانند نباید اینان مورد سرزنش قرار بگیرند به نظر من کسانی مقصر دانسته شوند که عنوان و مدل فرهنگی بودن را با خود دارد و ادعا میکند که در راستای اشعاع فرهنگ خواب را برخود حرام کرده است و امادر عمل حاضر نیستند از کوچکترین فرصت برای تخریب و تضعیف رقبا در هیچ محفل دریغ کنند و به راحتی محفل شب شعر را به عدالت انتقالی تبدیل نماید.
در حالیکه برگزاری این نوع محافل کوچک و بزرک در این شهر و آن شهر میتواند جوانان را به صورت تدریجی علاقه مند سازد تا در محافل افغانی شرکت کنند و لذت ببرند البته اگر دوستان فرهنگی ما اجازه بدهند و از خودگذشتگی نشان بدهند تا یک چنین محافل به خوبی و خوشی به پایان برسد.
اشاره: این مطلب در نشریه ی اندیشه نو چاپ تورنتو کانادا در ۲۸ اپریل به نشر رسیده است.