|
کنکاش
|
||
|
در گستره ای فرهنگ و سیاست و اندیشه |
یاوه گویی آن بی هویت و جنون این مجاهد بیکار
نوراحمد رجاء احمدعلی کوهستانی
در لابلای صفحه های انترنیت دنبال مطالب برای خواندن بودم که با مضمونهای یک بی هویت دگم اندیش و یاوه سرای هزارنام نقاب بر چهره و دیگری قوماندان تاریخ تیر شده و سفیر بیکار دوران سیاه حکومت چهار ساله جهادی برخورد کردم که لازم دیدم تا نکات را یاد آور شوم.
نور احمد رجاء قوماندان تاریخ تیرشده و سفیر برکنار شده دوران جهاد و حکومت مجاهدین در نوشته تحت عنوان (گفته های ازجهاد و خاطراتی از پارنده ی پنجشیر ) نوشته است " ... بابیان قاطع درد دلم را باخوانندگان مسلمانی درمیان میگذارم که میتوان آنهارا امت بپا خاسته نامید وبهرنحوی اندیشه ای مرادرک میکنند وباوردارند آن ستم ومظلومیتی که بر جهادی رفته است ..."
نمی دانم چه ستم و چه مظلومیت بر جهاد جهادی رفته است که ایشان نخواستند به صورت مفصل به آن اشاره کنند تا ما هم میدانیستیم اما ظاهرا قضیه بر عکس آن است ٬ سود بیشمار که جهادیون از این بحران سازی ها برده اند نمیشود به این ساده گی چشم پوشی کرد از وزارت خانه ها گرفته تا نماینده گی پارلمان و کمپنی های تجارتی و خانه های مجلل شیرپور و زمین های غضب شده و پولهای باد اورده که در اختیار قوماندانان جهادی قرار گرفته است نمیشود چنین حقایق را انکار کرد یادتان نرود که جهادتان در راه خدا بود نه در راه دنیا٬ اگر داشتن این همه مزایا که مطمئنا شخص شخیص ایشان هم از آن بی بهره نیستند ظلم و ستم محسوب شود کاش گوشه ی از این ظلم و ستم بر مردم گرسنه ما نیز روا داشته میشد.
در قسمت دیگری از سیاه نامه شان چنین نوشته اند " منی درمانده ودرغم مانده جهادی ها که باخدایم عهد دارم که تاآخرين رمق حیات باهر قشر وطبقه ای که برمحورحاکميت کشور حاکم گردد وحق مشروع ومسلم جهادی را با جانفشانی های که داشتند برسميت نشاسد وبجهت برگرداندند حق شان اقدام اصولی واساسی نداشته باشد دست ازنگارش ؛ سخنرانی ؛ دعوتگری ودرمجموع مبارزات بهرگونه ای که لازم افتد دریغ نخواهم کرد . بدون شک این باوریت در وجود هر موافق ومخالفی نهفته است که جهادی بیش ازهرکسی دیگر میتواند دست بقبضه سلاح ببرد واین برگ برنده درصفحات تاریخ به ثبت رسیده است واین توان درجهادی موجود است که نیروهای خارجی را بسرنوشت نیروهای خارجی زمان گذشه دچارسازند"
جناب ایشان که دست کم از صدیق چکری آن نامرد پررو ندارند از اینکه دوران بساط چپاول گریهایشان به پایان رسیده است به نقل از شخص خودشان به بیماری روانی مبتلا شده اند و اگر دست باز داشتند که دست شان برای همیش کوتاه باد! از هرگونه اقدام و فجایع دریغ نمیکردند٬ همچون فجایع حکومت چهارساله مجاهدین. کاش جناب ایشان فراتر از یک جهادی قلم و قدم بردارند و بر محور منافع ملی و برای مردم رنجدیده اشک بریزند که این هدف از سوی تشنه گان قدرت و شهرت چون جناب ایشان بعید بنظر میرسد٬ آیا نمیشود بدون تفکر تحجرگرایانه و بدون اندیشه جهادی زیست؟ آیا نمیشود بدون تهدید و دست بردن به اسلحه به آرزوهای خویش نایل شد؟ پاسخ آن خیلی ساده است! کافیست فراتر از خود٬ فراتر از تنظیم و حزب خویش و فراتر از قوم و زبان و مذهب و دین خویش نظر افکنیم و همه را برابر بدانیم اگر یک چنین نگرش داشته باشیم باور دارم که به نتیجه مطلوب میرسیم اگر چنین مسیر را تا حالا تجربه نکرده ایم و بلد نیستیم به کشور های که از موهبت این افکار انسانی برخوردار است نظری بیاندزیم ببینیم اینان چه گونه با همه اندیشه های چپ و راست با هر رنگ و قوم در محور یک قانون انسانی البته نه اسلامی در کمال رفاء و آسایش و در کنار هم به زندگی شان ادامه میدهند. هم بدین شان میرسند و هم به دنیای شان.
احمد علی کوهستانی٬ سلطانعلی بامیانی اینها اسامی هستند که صاحب اش هزار چهره دارد دقیقا برایم مفهوم نیست که چرا بعضی از هموطنان ما از پشت اسامی مستعار کلوخ پرانی میکنند یا از زیر چادری (برقه )دهنکجی ! اما آنچه مسلم است بی هویت بدون شخص از چند نکته فارغ نخواهد بود یکی اینکه شخص بی تذکره (شناسنامه) ترس از آشکار شدن اعمال و گذشته و حال خودش داشته باشد دوم اینکه با پنهان شدن و نعره کشیدن بز دلانه نمی خواهد آینده و جایگاه اجتماعی اش را از دست بدهد٬ بهر صورت قسمت های از گفته این یاوه گوی بی هویت را در ادامه میاورم مضمون نشر شده بود تحت عنوان (وزیر با فرهنگ و رسانه های بی فرهنگ) در یکی از قسمت های نوشته این هموطن بی هویت ما آمده است که "هدف سومی مطبوعات و رسانه های مورد نظر ما که البته همه را شامل نمیشود به تمسخر گرفتن مقدسات، عنعنات و فرهنگ پربار کشور ما است. آنها این برنامه خود را با پخش پروگرام های ضد دینی و ضد فرهنگی و حمایت از افراد خاصی که مقدسات و شخصیت های کشور ما را مورد حمله و استهزاء قرار میدهند به پیش میبرند که یک نمونه بارز آن حمایت جمعی رسانه ها از علی محقق نسب ، پرویز کامبخش و .... میباشد.ما در هیچ جای از دنیا سراغ نداریم که یک عده افراد مزدور در زیر نام آزادی بیان به مقدسات و عنعنات تاریخی یک ملت بزرگی توهین نمایند. اگر چنین آزادی بیانی وجود دارد و اهانت به رجال و شخصیت ها ، عقاید و فرهنگ مردمان دیگر بر مبنای دموکراسی وارداتی آقای کرزی حق مسلم افراد بشمار میرود".
از دیدگاه این هموطن بی هویت ما که نمیتوانم با اسم احمدعلی کوهستانی و یا سلطانعلی بامیانی مورد خطاب اش قرار دهم حمایت از محقق نسب و پرویز کامبخش عملی است ضد دینی و ضد فرهنگی اگر چنین نظریه را قبول کنیم دین که ایشان از آن نام میبرند دین است انسان ستیز و فرهنگی که ایشان از آن یاد اوری کردند٬ فرهنگ است انسان کش و متحجر من هیچ فرق بین اندیشه های ایشان با طالبان قرون وسطایی نمی بینم٬ اما ایشان شایسته گی این را دارند که به ایشان مدال افتخار پرروی را داد که در برابر این همه حقایق علمی و اندیشه های انسانی چشم پوشی نموده و حمایت از دو انسان که در بند تحجر گرایان دگم اندیش قرار دارند٬ این عمل را غیر دینی و فرهنگی بخواند. این فرهنگ و این دین که شما از آن با بزدلی در زیر چادری از آن دم میزنید به خودتان ارزانی میداریم و مطمئن باشید که روزی این دو انسان دربند رها خواهد شد چرا که هیچ جرمی را مرتکب نشده اند و تنها سیاه روی و شرمندگی اش به شما خواهد ماند.
آقای خرم را رجال خواندن نیز یکی از معایب است که در اندیشه ایشان دیده میشود مطمئن باشید اگر زدو بندهای سیاسی وجود نمیداشت آقای خرم و رجال خوانده ی شما شایسته گی چنین مقام مهم فرهنگی را نداشتند دلیلش هم کار کردها وهیاهوهای است که ایشان در برابر فرهنگ و زبان مردم این سرزمین بر پا کردند.
و در بخش دیگر از این مضمون چنین میاید "همه اطلاع دارند که اخیرا مقابله وزیر با فرهنگ اطلاعات و فرهنگ با رسانه های مزدور و بی فرهنگ بر سر پخش سریال های هندی که مصیبت عظیمی را در کشور ما به پا کرده است به پارلمان کشیده شد و در نتیجه فیصله عمومی پارلمان ، شورای علماء و وزارت اطلاعات و فرهنگ پخش سریال ها ی مذکور که مغایر فرهنگ، عنعنات و عقاید دینی مردم ما بوده ممنوع قرار داده شد تا سر از تاریخ 26 حمل سال جاری پخش این سریال ها متوقف گردد اما تا کنون که چندین هفته از ضرب الاجل تعیین شده میگذرد هنوز هم میبینیم که پخش این سریال ها ادامه دارد.
اگر این رسانه ها و تلویزیون ها بخاطر مردم افغانستان نشرات مینمایند بوضاحت دیدیم که مردم افغانستان از طریق پارلمان ، شوری علما و وزارت اطلاعات و فرهنگ فریاد های توام با خشم و نفرت خود را برعلیه پخش این سریال ها و ناشرین آنها سردادند و آنها را مغایر دین ، فرهنگ و عنعنات خود دانستند. پس پخش و انتشار کنونی این سریال ها همراه با برنامه های مزخرف و مبتذل دیگر این رسانه ها برای چه کسانی است؟ درین جا بخوبی مشخص میشود که پخش این سریال ها بخش عمده از یک تهاجم فرهنگی بر علیه عقاید، مقدسات و عنعنات مردم ما بوده و برای درهم شکستن و متلاشی ساختن عقاید و سنن چندین هزار ساله جامعه ما برنامه ریزی گردیده است. همه شاهد بودیم که رسانه ها بعد از آنهمه اعتراضات مردمی و فیصله های مشترک پارلمان ، شورای علمای افغانستان و وزارت اطلاعات و فرهنگ از بخطر افتادن آزادی بیان و مطبوعات ابراز نگرانی کردند و کوچکترین ارزشی هم به خواسته های مردم ،پارلمان، شوری علما و وزارت اطلاعات و فرهنگ قایل نشدند.
از اینها باید پرسید : کدام آزادی بیان و کدام آزادی مطبوعات؟ همان آزادی بیانی که چند نفر مزدور بیگانه ، عقیده و فرهنگ 24 ملیون انسان را مورد حمله قرار میدهند و 24 ملیون انسان باید در مقابل چند انسان مزدوربیگانه و بی وجدان حرفی را بمیان نیاورند؟ اگر آزادی بیان همین است که عده کمتر از انگشتان دست های ما به عقیده و فرهنگ 24 ملیون انسان تاخت و تاز نمایند و 24 ملیون انسان حق دفاع از خود را نداشته باشند بیجا نخواهد بود که بگوئیم لعنت بر این آزادی بیان و لعنت بر این دموکراسی و لعنت به همه ء انسان های کثیفی که از نام آزادی و دموکراسی سوء استفاده مینمایند!
کسانی که خواب اهانت و درهم شکستن فرهنگ و مقدسات ما را می بینند باید بر اساس تجارب تاریخی بدانند که دیر یا زود در آتش خشم این ملت خواهند سوخت و اگر به اراده مردم ما احترام نگذارند ، همه توطئه ها و لانه های شیطانی ایشان با اولین فریاد های تکبیر مردم مسلمان افغانستان همچون لانه های عنکبوت از هم خواهد پاشید و ایشان به هیچ دست آوردی به جز از مرگ آرزو های شان نخواهند رسید.
چرا امروز که ملت ما ، پارلمان ما ، شورای علمای ما و وزارت اطلاعات و فرهنگ ما ، همه با یک صدا خواستار توقف سریال های هندی و مبارزه با فرهنگ ها ی بیگانه در کشور شده اند فرهنگی نماهای بی فرهنگ ما که تا دیروز بخاطر یک کلمه دانشگاه حنجره های خود را پاره نموده بودند هیچ عکس العملی را نشان نمیدهند؟ آیا فرهنگ های هندی و انگلیسی از پدران شان برای ایشان به میراث رسیده است که خاموش نشسته اند و از پخش و ادامه آن دفاع میکنند؟ و یا اینکه فرهنگ ها و اصطلاحاتی که با منافع و اصطلاحات ایرانی ها تصادمی نداشته باشد قابل تحمل است؟
از دیدگاه ایشان فیلم ها و سریالهای هندی مصیبت عظیم است که گریبان مردم افغانستان را گرفته است٬ چگونه شد که چشمان ایشان مصیبت و مشکلات های مثل فقر و جنگ دزدی های گوناگون را نمیبیند و تنها به فیلم های هندی خلاصه شده و از اینکه مردم را با پارلمان و شورای علما(غلاما) مرتبط میدانید نظری است بس کودکانه که هر خواننده ی را به خنده وامیدارید اکثر کرسی های پارلمان یا حزبی هستند یا قومی و یا هم خریده شده است و ای یا اینکه بزور گرفته اند تعداد اندکی که واقعا نمایندگی از مردم را میکنند صدای شان همیشه در گلو خفه شده و میشود از شورای علمای که شما از آن نام بردید و این شورا را پاسدار دین و مذهب میدانید تعداد بنیادگراهای فروخته شده و وابسته به ممالک عربی و همسایه و مکاتب اخوانیزم در خارج از کشور هستند که فقط به اشاره انگشت اعراب میچرخند و بنام دین و این آن هرزگاهی بحران سازی میکنند.
بر عکس گفته های ایشان مردم هر گز اعتراض به نمایش سریالهای هندی از طریق تلویزیونها نداشته اند بلکه این مردم هستند که و ابسته و شیفته این نوع سریالها شده اند هر چند نمایش این نوع سریالها جنبه آموزشی ندارد اما مردم برای سرگرمی و تفریح به این نوع سریال ها علاقه مند هستند و با این اشاره که این سریالها هرگز به دین و ایمان مردم هیچ تاثیر منفی ندارد شما در فکر ایمان متزلزل خود باشید دین مردم را به خود مردم واگذارید.
مطمئن باشید که شعور سیاسی مردم به حد رسیده است که به نجوا های مضحک امثال شما گوش ندهند و شعار الله اکبر که شما در پی سوء استفاده کردن از آن هستید به این سادگی ها از زبان مردم دانا و با تجربه ما نخواهی شنید مردم خود میدانند که دین و ایمان شان در قلب هایشان محفوظ است و مثل شما در جبین شان نوشته نشده است که باباریدن بارانی از پیشانی شان محو شود و نه نیازی به چتر و چادری دیده میشود.
|
|