تبليغاتX
کنکاش - روحانی که به ریش روحانیت... !
 
کنکاش
 
 
در گستره ای فرهنگ و سیاست و اندیشه
 

روحانی که به ریش روحانیت... !

... "تصور نشود که شمشیر را به آنجای«...» فیل زده باشید

   در مراسم افتتاح ساختمان مرکز اسلامی و فرهنگی افغانهای مقیم هملتون دعوت شده بودم٬ خوشبینی های زیادی را در افکار خودم میپروراندم که این ساختمان میتواند به یک محل باز پروری  وسیع فرهنگی و اجتماعی مبدل خواهد شد اگر اعضای شورای اجرائیه این مرکز با چنین نظری مخالف نباشند. دوستی که از محل اقامتم به مقصد افتتاح مرکز قرار شده بود مرا با موترش برساند در مسیر راه میگفت از دوسال بیشتر است که تلاش داشتیم تا چنین ساختمانی را خریداری کنیم و چه خون دلها که نخوردیدیم! تا به مقصد مان نایل شدیم و امروز  تلاش چند ساله ی مسئولین مرکز و کمک های مالی مردم  به ثمر نشسته و ساختمان مرکز اسلامی و فرهنگی افتتاح میشود،در این روز اتفاق جالب و غیر منتظره ی پیش آمد که نخواستم از کنارش بی خیال رد شوم. در لابلای سخنان  یکی از سخنرانان شنیدم که میگفت ما باید امروز شکر گزار باشیم و این شکر واجب است  که در چنین حالت سخت مهاجرت توانستیم صاحب چنین مکانی گردیم اما بلا فاصله پس از او، حجه الاسلام و المسلمین سید علی امیری٬ روحانی معممی که از تورنتو آمده بود بلا فاصله پس از قرائت چند آیه و حدیث شروع کرد به اینکه "چه کسی حق دارد مردم را به شکر گزاری دعوت کند و یا چه کسی حق ندارد چنین دعوت نیک را انجام بدهد و از سخنران قبلی هم اسم برده و در قالب لفافه الفاظ  ادامه داد  که هر کس و ناکس و بیدین حق ندارد مردم را به شکر گزاری و عمل نیک دعوت نماید و این موضوع مهم به روحانیت مربوط میشود و خطاب به مردم گفت:که اگر دین تان را حفظ نمیتوانید برگردید به افغانستان٬ و با ساختن چنین مکانها و برگزاری مراسم "تصور نشود که شمشیر را به آنجای«...» فیل زده باشید" و این مکان نیاز به یک ملا دارد تا مردم را ارشاد کند، از این برخورد در پشت میگرافون و برخورد بعدی که در بیرون از ساختمان شاهد آن بودم٬ و منجر به درگیری لفظی نیز شد، شوک برداشتم، که با چه خوش بینی آمده بودم و با چه بد بینی بر میگردم .

و سئوالات در ذهنم خلق شد ۱ - که چرا شخص غیر روحانی اجازه ندارد  تا مردم را به سپاسگذار بودن دعوت کند !؟

 ۲- و چرا این روحانی محترم چنین میپندارند که مردم دین شان را حفظ نمیتوانند و به فتوای جناب شان برگردند به افغانستان و چرا مردم تمام وقت شان را برای کار کردن میگذارند و به مسایل دینی نمی پردازند.

 ۳ - و یا چرا یک مرکز اسلامی فرهنگی بدون آخند و ملا معنی ندارد و یا ناقص است؟.

 ۴- و آیا میشود چنین تشبه غیر ادبی را آنجای(؟) فیل در در حضور مردم استفاده کرد؟ و سئوالهای دیگر... که مرا وادار به نگارش چنین متن کرد.

۱- این حکم ناقص  من درآوردی که هیچ کس غیر از آنانی که ریش بلند دارند عمامه ی بر سر و عبای بر تن٬ نمیتواند مردم را به شکر گزاری و عمل نیک دعوت کند میشود طرف را به بیماری خود دانا بینی گرفتار دید که بدا بحال دینی که چنین واعظ داشته باشد٬ چگونه باور کنیم که در پشت این برخورد لفظی مسئله شخصی نخوابیده باشد اگر چنین باشد وای به حال مستمعین که ساعت ها وقت شان را صرف شنیدن سخنان چنین شخص فرصت طلب و عقده ی کنند و اجازه بدهند تا کسی بر سر منبر دین زانو بزند و پشت تریبون فرهنگ قرار گیرد که برای فرو نشاندن عقده ی شخصی از یک تریبون دینی و فرهنگی این چنین فرصت را غنیمت بشمارد.

۲ چگونه میشود به ایمان مردمی مشکوک بود که برای حفظ  دین و ایمان شان از جیره ی زن و فرزند خود بکاهند و برای اعمار چنین ساختمان دینی و فرهنگی از خود مایه بگذارند و به احترام آن لباس روحانیت که جناب ایشان بر تن داشتند سینه بر دست ایستاده و سر خم کنند٬ و به امامت این جناب به نماز بی ایستند٬ باز به دین داری و ایمان شان مشکوک بود و فتوای عودت به وطن را از چنین روحانی اخذ کنند و دستور دادند که : اگر دین تان را حفظ نمیتوانید بر گردید به افغانستان٬ اگر ایشان و همفکران ایشان نمی دانند! بدانند! که هر فامیل و شخص که در اینجا مشغول کار است بلا استثناء اقارب باقی مانده ی که در افغانستان و کشورهای چون ایران و پاکستان دارند٬ از تلاش و کار شبانه روزی کسانی تمویل میشوند که جناب امیری از زیاد کار کردن آنها اینچنین خشمگین هستند و زیاد کار کردن این مردم را برابر با بیدینی میپندارند.

۳- تا آنجا که من میدانم هیچ  روحانی نقش در بنیانگذاری این مرکز نداشته است و از سوی کدام روحانی نیز به  مردم پیشنهاد نشده بود که  چنین مرکزی را تاسیس نمایند و این خود مردم متدین و متهعد٬ بودند که بانی این مرکز شدند و ادامه کار این مرکز نیز بدون حضور کدام روحانی غیر ممکن به نظر نمیرسد چه بسا روحانیون هستند که با  سخنان تنش زا و تفرقه افگن میان مردم به نام شیعه و سنی٬ دیندار و بیدین٬ مسلمان و مومن و ده ها نوع تمایزات دیگر که از سوی بعضی از  روحانیون متعصب شاهد آن در طول عمر کوتاهم بودم که میشود از لابلای سخنان روز یکشنبه تاریخ ۱۵ پانزده هم ماه جون آقای سیدعلی امیری در افتتاح ساختمان مرکز اسلامی و فرهنگی افغانهای مقیم هملتون نیز میتوان به وضاحت این آشفته پروری را برداشت کرد.

۴- نمیدانم این حاج آقا (امیری) این تعبیر کوچه و بازاری را چگونه میتوانند در حضور جمع کثیر مرد و زن و در یک محفل فرهنگی و اسلامی استفاده کنند که گفتند:باساختن چنین مکانها و برگزاری مراسمها "تصور نشود که شمشیر را به آنجای«؟» فیل زده باشید" آیا براستی میشود چنین تشبه غیر ادبی را در مورد دین و فرهنگی استفاده کرد؟.

این مطلب را در کابل پرس با ابراز نظر خوانندگان ببنید

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 5:27 AM  توسط حسین زاهدی  | 
 
  بالا