|
کنکاش
|
||
|
در گستره ای فرهنگ و سیاست و اندیشه |
بعضی دردها نا مردند
شب های شعر تورنتو پس از چهارده ماه
چهاردهمین محفل شب شعر به تاریخ 28 دسامبر 2008 در تورنتوی کانادا برگزار شد، اما با دو تفاوت عمده ، تفاوت اولی منفی و دومی مثبت به نظر میرسید.
تفاوت اولی- برخلاف تمام محافل گذشته این بار نیمی از علاقه مندان شرکت کننده در محل برگزاری حاضر بودند، گرداننده محفل آقای کبیر بختیاری شاعر و سخنور کم نظیر، در طی محفل چندین بار اعلام نمودند که به دلیل سردی هوا علاقه مندان نتوانستند طبق معمول در این محفل شرکت کنند، اما تعدادی از شرکت کنندگان دلایل دیگری بر عدم حضور غایبین در محفل چهاردهم شب شعر داشتند. تا آنجا که من بصورت مرتب در این محافل شرکت میکنم، پس از تجلیل یک سالگی شب های شعر از سوء رفتارهای تعدادی از دوستان، دوستان دیگر ناراض به نظر میرسیدند و احتمالا این دوستان با عدم حضور شان در محفل نارضایتی شان را علنی نمودند، که امیدوارم برداشت من درست نباشد و همان سردی هوا بر گرمی محفل تاثیر گذاشته باشد.
تفاوت دومی - این محفل که در آستانه ی ماه محرم برگزار شد، از اینرو برنامه با اشعاری در وصف امام حسین و حادثه کربلا در آغاز توسط گرداننده قرائت گردید این فضا تا آخر برنامه همچنان باقی ماند و شعرا سعی میکردند تا با کلمات و چند بیت خودشان را با این فضا منطبق سازند اینکه گفتم تفاوت دومی مثبت بود به این دلیل است که دوستان که در پشت تریبون قرار میگرفتند از طیف های مختلف و با اندیشه های متفاوت و متضاد بودند و به احترام دوستان مذهبی و اهل تشیع این فضا را تحمل و همراهی نمودند که این خود جای قدردانی است.
در طی محفل خانم ها فاطمه اختر و داکتر سیما فقیری تنها زنان بود که اشعار شان را دکلمه نمودند و آقایان للندری، نورعلم شیرزی، سعادت پنجشیری، شاه معین، آکیفی،روشان، میر حسین مهدوی، عبدالسلام قاضی، ربانی بغلانی، صمدیار، برهان، احمدی دانش و عتیق یوسفی هر کدام چندین پارچه از اشعار شان را دکلمه نمودند و محفل نیز به پایان رسید.
سروده ی از آقای میرحسین مهدوی را با هم میخوانیم.

پشم واره
بعضی دردها
زردند
بعضی دردها
سیاه
بعضی هم سرخ
ما بعضی ها زردیم
بعضی ها سیاه
سرخ ها
زودتر ها
سپید شدند
دختران هرات
درخت شدند
درختان گیسو در آتش-
تا وزن غزل های شان
همچنان نجیب بماند.
درد های تاریک
درد های کمر باریک
ما
سرخانه-
این گیسوان سیاه را
زندگی می کنیم.
گیسو گیسو
قندهار را به کابل می برند
تا دستر خان وزیر اکبر خان
بی انار نماند.
هندوکش
چه زیبا می رقصد
چه زیبا می خندد
چه زیبا می میرد
هندوکش
در دستر خان وزیر اکبر خان
درد های کبود
دردهای لبریز از سکوت
ما
سوگوارانه -
هندوکش را
در دسترخان وزیر اکبر خان
زندگی می کنیم.
بزهای مدرسه دیوبند
در بازار های پیشاور
کور زی می فروشند
و کرزی می خرند
و هزاره جات را
روزی هزار بار می چرند
هزار سال
روزی هزار بار
درد های درد
درد ها سرد
ما
سردانه-
زمستان هزاره جات را
در پشم واره های پیشاور
زندگی می کنیم
پرده بکارت دختران را
در سرای شاهزاده
با دالر سرخ آمریکایی
می دوزند
بعضی دردها زردند
بعضی دردها نا مردند
درد های زرد
درد های ناکمرد
ما
زردانه-
پرده های سرخ را
در سرای شاهزاده
زندگی می کنیم.
بعضی ها زردند
بعضی ها سرد
بعضی ها
مثل سرای شاهزاده –
نامرد.



|
|