قرآنهای مقدس، قرآنهای نا مقدس!

در سال 36 -38هجری قمری لشکر "حضرت علی" خلیفه چهارم اهل سنت و امام اول شیعیان در برابر سپاهیان معاویه مدعی خلافت به مصاف هم میروند، صفین از جنگهای تاریخی بین مسلمانان است، پیشروی سپاهیان حضرت علی باعث میشود که سپاهیان معاویه پاره های از آیات قرآن را بر سر نیزه ها بلند کنند تا به این وسیله بتوانند جلو ادامه ی جنگی را بگیرند که درحال مغلوب شدن بودند، حضرت علی در واکنش به این تدبیر، به سپاهیان خودش که خواهان متوقف شدن جنگ میشوند، تا اهانت به "قرآن مقدس" نگردد،
چنین میگوید:"آخر کدام قرآن مقدس است؟ این قرآنی که روی پرچم عمروعاص است، کاغذ است و خط است؛ کاغذ و خط مقدس نیست! این معنی است که مقدس است؛ این قرآن یک شئ متبرک و مقدس نیست؛ این قرآن یک پیام است، سخن است؛ آنجا که پیام قرآن، سخن قرآن، رفتار و روش قرآن و خود حرف هست، خود قرآن هم هست؛ اگر نیست، کاغذ و قلم و مرکب است!" خلیفه چهارم مسلمین حضرت "امام علی" اولین ایمان آورنده به اسلام، فاتح خیبر، داماد پیغمبر چنین میگوید، آیا باور کنیم که کاغذ و مرکب که به آن" قرآن" میگویند مقدس نیست؟!

خلیفه سوم مسلمانان حضرت عثمان در زمانیکه زمام امور مسلیمین را در دست داشت قرآنهای زیاد را طی یک فرمان به آتش کشید تصور اینکه خلیفه مسلمانان قرآنها های مقدس را به آتش کشیده باشد شوک آور و باور نکردنیست، در صیح بخاری آمده است:

"طبق فرمان خلیفه سوم مسلمانان (عثمان ) یک نسخه قرآن نوشته شد و سپس از روی آن نسخه هایی بیشتر نگاشته شد و برای بلاد فرستاده شد. سپس “عثمان“ دستور داد تا غیر از آن قرآن، تمام قرآن های موجود – چه قرآن هایی که بر روی یک برگ نوشته شده بود، یا قرآن هایی که به صورت کتاب درآمده بود – جمع آوری و سوزانده شود. "

پناه بر خدا! خلیفه سوم مسلمین و جانشین پیامبر، قرآن را به آتش کشیده است؟! و نعوذباالله خلیفه چهارم ، امام اول شیعیان، داماد پیامبر آورنده قرآن، به قرآن که امروز، بیش از یک میلیارد مسلمان آنرا مقدس میشمارند، چهارده قرن قبل، بر قداست این کتاب خط بطلان کشیده بود.

چه دلیل و برهان خلافا را متقاید کرده بود که این کاغذ و مرکب مقدس نیست؟ دلیل بهتر از چگونگی نزول قرآن پیدا نمیشود ، گویا قرآن نازل میشد، نه به شکل لوح و نوشته، بلکه آیه ها و سوره ها پیامهای بودند که از جبرئیل به پیامبر یا به شکل گفتاری و یا به شکل الهامی انتقال میابید و گروهی از یاران و اصحاب پیامبر از زبان پیامبر روی پوست حیوانات آن آیات را مینوشتند، حضرت عثمان و حضرت علی از جمله یاران نزدیک پیامبر بود که آیه ها را حفظ میکردند و مینوشتند.

نمیتوانیم در قرآن آیه را بیابیم که اشاره صریح به مقدس بودن شکل و ظاهر امروزی آن شده باشد، و نمیتوانیم حدیث از پیامبر اسلام بیاوریم که ایشان گفته باشد این قرآن به همین شکل و شمایلش مقدس است .

به آتش کشیدن قرآن توسط حضرت "عثمان" خلیفه سوم را میتوان با سخنان حضرت "علی" توجیه کرد و سخنان حضرت "علی" را، با عمل قرآن سوزی حضرت "عثمان" تایید، اما چگونه میتوان تظاهرات و هیاهوی مسلمانان افغانستان را با سکوت آگاهانه مسلمانان دنیا تفسیر نمود؟ مگر نه اینست که مسلمانیی بخشی زیاد از مردم افغانستان معجونی از ایمان و بیخردیست، و این معجون چه لذیذ و گواراست برای آنانیکه با در دست گرفتن قرآن (ملا،مولوی،) مردم را در جهل مرکب فرو و فروتر مینماید تا دکان به گشادی آسمان رونق بیشتری یابد نه ترس از این دارند مبادا مردم روزی شعورشان در حدی برسد که حبه و دستار بیگیرد از شیخ و فرش میکده ها را زعبا نمایند .

مگر خداوند خود نفرموده است که إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُون (همانا ما قرآن را نازل و خود آن را حفظ خواهيم كرد( پس نگرانی مسلمانان افغانستانی چیست؟ اگر واقعن سوزاندن قرآن توسط نیروهای امریکایی اهانت محسوب میشود، چرا سوزاندن قرآن و تخریب مساجد توسط طالبان اهانت نیست؟.

بنظر میرسد طالبان در نا مقدس بودن این کتاب آگاهی بیشتر از هر کس دیگر دارد، اگر چنین نیست پس چرا آنان قرآنها را بدون هیچ هراسی به آتش میشکند و مساجد را تخریب میکنند!؟ در رسانه آمده است:

"طالبان روز 28 اسد 1389 با حمله انتحاری در مسجد ناحیه دوم شهر فراه، جمعه هفدهم میزان 1389 با حمله انتحاری در مسجد جامع شهر تالقان، پنجشنبه 23سرطان 1390 با حمله انتحاری در مسجد قندهار، یکشنبه پانزدهم عقرب 1390 با حمله انتحاری در نماز عید قربان در حسن تال بغلان، جمعه هژدهم قوس1390 با حمله انتحاری در مسجد غازی آباد کنر، و . . . ده ها نفر را به قتل رساندند و ده ها جلد قرآنکریم را در آتش انتحار و انفجار خود در این مساجد سوختاندند".

تمام این حملات را طالبان با افتخار به عهده گرفته اند و جهاد فی سبیل الله نامیدند، ولی مردم شاهد محکوم نمودن این اهانت ها از سوی علمای کرام نبودند، و نه پنج نفر تظاهر کننده به خاطر این جنایت ها و اهانت ها قدم رنجه نفرمودند.

نمونه های از این نوع جنایات و سوختاندن قرآن در تاریخ افغانستان مومن پرور به ثبت رسیده است ، در سراج‌التواریخ آمده است "مردم ملاخیل از این نوازش او که به ایما و اشارة ایشان مردمِ هزاره را نکوهش نموده جسور گردیده، چهل و دو نفر مرد زن و پسر و دختر را با چهار جلد کلام‌الله‌ که هزارگان آن را شفیع ساختند، از قومِ چهارصد خانة هزارة دایزنگی واقع قربِ حجرستان زنده به‌آتش سوخته و رئوسِ سوختگانِ هزارگان را با قرآن‌های سوخته در کابل آورده، چون این امر به تحریکِ والی و امین‌الله خان از قوه به‌فعل بوده، از مردمِ ملاخیل مراسمِ باز پرس به روی روز نیامد."

مثل زنده تر که همگان شاهد آن بودیم حمله کوچی ها به بهسود در سال 1388 که مسجدی را به آتش کشیدند و قرآنهای بیشماری را نیز به کام آتش انداختند، تصاویر آن اهانات از طریق رسانه نشر گردید اما آن روزگار مسلمانان و مومنان از کنار ان جنایات با خونسردی گذشتند، چرا؟ چون ملاها و مولوی ها از هیچ منبع پول دریافت نکردند تا ایمان مردم را به میدان خرد باختگی لیلام و حراج کند.

تمام این شواهد و مستنداد بیانگر، آن سخنان خلیفه چهارم و امام اول شیعیان است که گفته بود:"کاغذ و خط مقدس نیست! این معنی و پیام است که مقدس است". اگر معنی و پیام ، قرآن مقدس باشد ده ها مثال میتوان آورد،اهانت که از سوی مسلمانان بخصوص از سوی آنانکه ترویج کننده و مبلغ دین هستند به این کتاب صورت گرفته است، ازغیر مسلمانان اصلن به حساب نمی آید.!

واکنش های که در برابر قرآن سوزی پایگاه بگرام در این چند روزی اخیر نمایش داده شد و باعث کشته شدن نزدیک به 50 نفر وبه زخمی شدن صدها تن انجامید و ده ها یتیم و بیوه به جامعه تحمیل کرد یک مسئله را به خوبی میرساند آن اینکه شعور مردم را تعداد از ملا و مولوی به نام دین و پاسداری از آن در دست دارند، که خود در قرآن سوزی های طالبان همدست هستند، کسی حتی از مکه آنجا که صاحب این کتاب (الله) مسکن دارد و قرآنش را آنجا نازل فرمود، ندای نشینید، این چه معجزه یست که مردم ما را نصیب گشته است؟ و کلید این زولانه و زنجیر که به آن در بند کشیده شده ایم در کجا و در چیست؟


الف- صحیح بخاری، جلد6، صفحه99، ناشر: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع
ب- فتح الباری، ابن حجر، جلد9، صفحه18، ناشر: دارالمعرفة للطباعة و النشر، بیروت، لبنان
ج- کنز العمال، متقی هندی، جلد2، صفحه581، ناشر: موسسة الرسالة، بیروت، لبنان
د- تفسیر قرطبی، جلد1، صفحه52، ناشر: داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان
- سراج‌التواریخ، جلدچهارم، بخشِ سوم، ص ۴۴

على (ع) صفحه 70 دكتر على شريعتى
- کابل پرس